مسافرت
چند روز رفتیم مسافرت با دایی ها و خاله جونت هوای اردبیل خیلی خوب بود، سرعین و آستارا و ساحل گیسوم هم رفتیم. کوه نوردی تاریخی با هم کردیم که نگو البته دست عمو مهدی درد نکنه که تو تمام سراشیبی های تند تو رو بغل کرده بود اما از غرهای خاله جونت نگذریم که ... همیشه فکر می کردم من عاشق کوهم ولی حالا می فهمم این حس خانوادگیه، عزیزجونتو با اون پا دردش باید می دیدی که با چه اشتیاقی از کوه بالا می رفت. آبشار گور گور رفتیم ، از ییلاق گذشتیم، عزیز و دایی محمد خیلی تلاش کردن ماهی قزل آلا بگیرن ولی نشد فکر کنم فصلش نبود. آقا جون چه کبابایی درست می کرد و تو سرمای اونجا کنار آتیش نشستن هم می چسبید. مرغ و جوجه مردمو خفه می کردی، هاپوی مهربونتم که...


