محمدرضامحمدرضا، تا این لحظه: 17 سال و 9 ماه سن داره

آقا محمدرضا و فاطمه خانم نفس مامان و بابا

مرخصی بابا در فردای روز کودک

1390/7/17 11:13
نویسنده : مامانی
225 بازدید
اشتراک گذاری

محمدرضا، مامانی و بابایی می خواستند تو رو غافلگیر کنند تا بهت خوش بگذره اما بابایی شب دیر اومد  و نشد کاری بکنیم ولی عوضش جنابعالی با تب مارو غافلگیر کردی و شب تا صبح مامان و بابای خسته بالاسرت بیدار بودند تازه صبح چون مامانی کاراش خیلی زیاد بود مجبور شد بره اداره و بابایی مهربون لطف کرد و موند پیش پسرش.ابرو

ببین تو کی هستی که تونستی بابایی رو از کارش جدا کنی یا بهتر بگم ببین تو چقدر عزیزی که بابایی به خاطر تو کارشو با اون همه مشغله های مختلف امروز تعطیل کرده.خیال باطل

راستی شنیدم از بابا خواستی برای ناهار ماهی درست کنه مگه اصلا تو ماهی می خوری بچه پرو.

می دونم الان بابا همش با تلفن کاراشو راست و ریست می کنه هی از اینور خونه گوشی به دست می ره اونور  و برگرده .

تو هم یک سی دی کارتون گذاشتی نگاه می کنی وقتی تموم شد می گی دوباره و از اول فیلمو تماشا می کنی .

مامانی هم که نیست غر بزنه.با این حال امیدوارم قاتی پاتی نخورید. وسایل برقی رو تعمیر نکنید  اگه دوش می گیرید زود خودتونو خشک کنید وسایل آشپزخونه رو جابه جا نکنید در بالکنو باز نذارید با کتابهای منم کاری نداشته باشید ....گریهعصبانیکلافه

 

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)